تبليغاتX
Back To Basics
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/9131.aspx

 

ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است .

پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟
اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند.
اما يکی از آنها چنين نوشت:

اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند. پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر. برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند.
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن
وجود دارد:

۱: اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.


۲: اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند.


اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد:

«مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم! » از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد) ، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است.


تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود.

 

 

محمد طباطبایی -معاونت گروه مارشال مدرن

+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/11 و ساعت 6 AM |

چیزهای کوچک زندگی

 

 

After Sept. 11th,  one company invited the remaining members of other companies who had been decimated by the attack on the Twin Towers to share ! their available office space.

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد ، یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند.

At a morning meeting, the head of security told stories of why these people were alive... and all the stories were just:

در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود:


The ''L I TT L E'' things.

چیزهای کوچک


As you might know, the head of the company survived that day because his son started kindergarten.

مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود.و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت .


Another fellow was alive because it was his turn to bring donuts.

همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد

  One woman was late because heralarm clock didn''t go off in time.

یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد!

One of them missed his bus...

یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد.

One spilled food on her clothes and had to taketime to change.

یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباس تاخیر کرد.

One''scar wouldn''t start..

اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود.

One went back to answer the telephone.

یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد.

One had achild that dawdledand didn''t get ready as soon as he should have.

یکی دیگر بچه اش تاخیر کرده بود و نتوانسته بود سروقت حاضر شود.

One couldn''tget a taxi...

یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود.

The one that struck me was the man who put on a new pair of shoes that morning, took the various means to get to work but before he ! got there, he developed a blister on his foot. He stopped at a drugstore to buy a Band-Aid. That is why he is alive today.

و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد.و به همین خاطر زنده ماند!

Now when I amstuck in traffic, miss an elevator, turn back to answer a ringing telephone... all the little things that annoy me. I think to myself,
this is exactly where
God wants me to beat this very moment..

به همین خاطر هر وقت;

در ترافیک گیر می افتم

آسانسوری را از دست می دهم

مجبور برگردم تا تلفنی را جواب دهم...

و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد

با خودم فکر می کنم

که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم..

Next time your morning seems to begoing wrong, the children are slow getting dressed,you can''t seem to find the car keys, you hit every traffic light, don''t get mad or frustrated;God is at work watching over you!

دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است

بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند

نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید

با چراغ قرمز روبرو می شوید

عصبانی یا افسرده نشوید

بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست

 

 

 

ارسالی از: طاهره حسینی - گروه ایران لایو

+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/9 و ساعت 7 AM |
 
 
 

استفاده از این کاریکاتور با ذکر منبع مجاز است

منبع :

http://mosi-sms.blogfa.com



+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/9 و ساعت 7 AM |

آرزوهاتون چقدر بزرگه؟

 

 مثلا تا حالا آرزو كرده ايد كفش كلارك دویست هزار تومنی بپوشيد؟‌

 

ممكنه آرزوهاتون کوچکتر از این باشه!

 

ولیکن مطمئنم که تا حالا چنین آرزویی نکرده اید:

 

 "داشتن يه جفت كفش سالم "

 

ولي اين چوپان كوچولو تو كوههاي چهارمحال و بختياري اين آرزو رو داره:

 

 "داشتن يه جفت كفش سالم "

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/9 و ساعت 7 AM |

هرسال وقتي نوزدهم مهر هزاران شهاب

 به سمت زمين هجوم مياوردن


از خودم مي پرسيدم


چه اتفاقي افتاده که

 آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟


و امسال فهميدم اونا به پيشواز

 حضور مسافري ميان که زمينو


با گامهاي مهربونش نوازش کرد

 تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….

 

عشقم تولدت مبارک

 


+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/6 و ساعت 10 PM |

نماد : میزان

 

ویژگی‌ها و خصوصیات‌ کلی‌ متولدین‌ مهر ماه‌:
با تدبیر، با سیاست‌، مؤدب‌، با نزاکت‌ و آداب‌ دان‌
احساساتی‌، خیال‌ پرداز، دلربا، جذاب‌ و ملیح‌
بردبار، پر تحمل‌، آسان‌ گیر، اجتماعی‌، خوش‌ مشرب‌، خون‌ گرم‌، معاشرتی‌، زودآشنا و پر شور
کمال‌ طلب‌، آرمان‌ گرا، صلح‌ جو و آرام‌


جنبه‌ منفی‌ شخصیت‌ متولدین‌ مهر ماه‌:
دو دل‌ و نامطمئن‌
خوش‌ باور و به‌ تأثیرپذیر
خودخواه‌ و لوس‌


برج‌ میزان‌ تنها ماهی‌ در منطقه‌ البروج‌ است‌ که‌ با علامتی‌ بی‌جان‌ مشخص‌ شده‌ است‌،چون‌ علامت‌ تمام‌ برجهای‌ دیگر به‌ واسطه‌ حیوان‌ و انسان‌ نمایش‌ داده‌ شده‌اند.بسیاری‌ از طالع‌ بینان‌ مدرن‌ ماه‌ مهر را مطلوب‌ترین‌ و مفیدترین‌ ماه‌ در منطقه‌ البروج‌در نظر می‌گیرند، چون‌ این‌ ماه‌، زمان‌ برداشت‌ است‌ و اشخاص‌ ثمرات‌ سخت‌ کوشی‌خود در فصل‌ بهار را در این‌ ماه‌ به‌ دست‌ می‌آورند. در ماه‌ مهر هوایی‌ مطبوع‌ و آرامش‌بخش‌ را تنفس‌ می‌کنیم‌ و از آفتاب‌ بی‌رمق‌ و میوه‌های‌ خوشمزه‌ آن‌ لذت‌ می‌بریم‌.متولدین‌ مهر ماه‌ در میان‌ منطقه‌ البروج‌ از دلپذیرترین‌، با فرهنگ‌ترین‌ و مؤدبانه‌ترین‌خصوصیات‌ اخلاقی‌ برخوردارند و اکثرا خوش‌ قیافه‌ و جذاب‌ هستند. آنها خوش‌سلیقه‌ و شیک‌ هستند، طبیعتا (ذاتا) افرادی‌ مهربان‌، دلرحم‌، ملایم‌، عاشق‌ زیبایی‌ وهماهنگی‌ (هم‌ در زمینه‌ موسیقی‌ و هم‌ در زمینه‌ زندگی‌ اجتماعی‌) محسوب‌ می‌شوند واز هر چیزی‌ که‌ سرگرمشان‌ کند، استقبال‌ می‌کنند.


آنها از استعداد و قوه‌ ذهنی‌ خوبی‌ برخوردارند و در شرایطی‌ که‌ مجبور به‌ قضاوت‌می‌شوند، قادرند منصفانه‌ و بی‌طرفانه‌ داوری‌ کنند. آنها به‌ هیچ‌ وجه‌ حاضر نیستند بااشخاصی‌ که‌ برخلاف‌ نقطه‌ نظرات‌ آنها به‌ بحث‌ و جدل‌ می‌پردازند، سر و کار داشته‌باشند، چون‌ به‌ محض‌ آن‌ که‌ به‌ نتیجه‌ای‌ برسند، حقیقت‌ آن‌ به‌ نظرشان‌ بدیهی‌ و مسلم‌می‌آید. یکی‌ از نقطه‌ ضعف‌های‌ آنها ناشکیبایی‌ در برابر انتقاد است‌ و شدیدا مایلند که‌دیگران‌ رفتار و اعمالشان‌ را تأیید نمایند. ولی‌ در کل‌ افرادی‌ متعادل‌، با تدبیر،ملاحظه‌ گر و حتی‌ انعطاف‌پذیر هستند.

متولدین‌ مهر ماه‌ نسبت‌ به‌ نیازها و خواسته‌های‌ دیگران‌ حساس‌ هستند، گاهی‌ اوقات‌از آن‌ چنان‌ درک‌ و قدرت‌ فراوانی‌ برخوردار می‌شوند که‌ به‌ راحتی‌ به‌ واسطه‌ خوش‌بینی‌ ذاتی‌شان‌ از نیازهای‌ عاطفی‌ و احساسی‌ دوستان‌ و هم‌ نشینان‌ خود مطلع‌ شده‌ وبه‌ یاریشان‌ می‌شتابند، در حقیقت‌ این‌ جمله‌ دقیقا وصف‌ حال‌ آنهاست‌: متولدین‌ مهرماه‌ همیشه‌ کاری‌ می‌کنند که‌ شما از هم‌ نشینی‌ و بودن‌ در کنارشان‌ حال‌ خوبی‌ پیداکرده‌ و با نشاط شوید. آنها خیلی‌ اجتماعی‌ و خونگرم‌ هستند و از بی‌رحمی‌، قساوت‌،سنگدلی‌، خشونت‌، ستمکاری‌، آزار و اذیت‌، تندی‌، پرخاش‌ جویی‌، هرزگی‌،بی‌نزاکتی‌، دعوا و اصطکاک‌ بیزار هستند، در نتیجه‌ نهایت‌ سعی‌ و تلاش‌ خود را به‌ کارمی‌بندند تا با اطرافیان‌ خود تشریک‌ مساعی‌ و مصالحه‌ کرده‌ و با همه‌ کنار می‌آیند. درواقع‌ کمال‌ مطلوب‌ و نمونه‌ ایده‌ آل‌ آنها در کل‌ جامعه‌ و در دایره‌ زندگی‌ خودشان‌اتحاد، سازگاری‌ و اتفاق‌ است‌.

قالب‌ فکری‌ آنها بیش‌ از آن‌ که‌ روشنفکرانه‌ باشد، هنرمندانه‌ محسوب‌ می‌شود. اگرچه‌آنها برای‌ پیشگام‌ و پیشرو بودن‌ در هر تلاش‌ هنری‌ بیش‌ از حد میانه‌ رو و ملایم‌هستند. آنها از درک‌ و بینش‌ و تیزبینی‌ خوبی‌ برخوردارند و به‌ واسطه‌ توانایی‌ وقابلیت‌ دقیق‌ و نقادانه‌شان‌، به‌ راحتی‌ می‌توانند تلاش‌های‌ خود و همین‌ طور دیگران‌را مشاهده‌ نمایند و همین‌ امر به‌ تمام‌ کارهایشان‌ انسجام‌ و اصالت‌ می‌بخشد.

آنها در روابط شخصی‌ خودشان‌ با دیگران‌، بیشتر به‌ نقطه‌ نظرات‌ دیگران‌ بها می‌دهندو دائما در تلاشند تا به‌ واسطه‌ مصالحه‌ هر گونه‌ اختلافی‌ را رفع‌ کنند و بیشتر اوقات‌حاضرند خودشان‌ ضرر کنند ولی‌ روابط شان‌ با دیگران‌ خدشه‌ دار نشود. آنها درزمینه‌ احساساتی‌ بودن‌ و آرمان‌ گرایی‌ به‌ افراط و زیاده‌روی‌ دست‌ می‌زنند. اگرچه‌شانس‌ خوبی‌ دارند و معمولا ازدواج‌ هایی‌ موفقیت‌آمیز خواهند داشت‌، چون‌ غالبا به‌تفاهم‌، همفکری‌ و سازگاری‌ و اتحاد در این‌ امر معتقدند. در واقع‌ آنها آنقدر مهربان‌ وبا محبت‌ هستند که‌ به‌ خاطر این‌ که‌ شریک‌ زندگی‌شان‌ کوچکترین‌ آسیبی‌ نبیند،حاضرند به‌ هر مشقتی‌ تن‌ در دهند و اکثر اوقات‌ در دعواها و بگو مگوها کوتاه‌می‌آیند. همسران‌ متولدین‌ مهر ماه‌ هرگز نمی‌توانند شکایت‌ کنند که‌ آنها قادر به‌درکشان‌ نیستند، چون‌ متولدین‌ مهر ماه‌ معمولا در کل‌ منطقه‌ البروج‌ همدل‌ترین‌ و هم‌فکرترین‌شان‌ محسوب‌ می‌شوند و با رضای‌ خاطر کامل‌ نقطه‌ ضعف‌ها و عیوب‌عزیزان‌، دوستان‌ و محبوبانشان‌ را تحمل‌ می‌کنند.

جنبه‌ منفی‌ شخصیت‌ متولدین‌ مهر ماه‌، ویژگی‌های‌ بی‌خیالی‌، سر به‌ هوایی‌،بازیگوشی‌ و سطحی‌ بودن‌ به‌ شمار می‌آیند. اگرچه‌ این‌ ویژگی‌ها می‌توانند ناشی‌ ازبی‌حوصلگی‌ و خسته‌ شدن‌ از امور روزمره‌ و یکنواخت‌ و مرسوم‌ زندگی‌ باشند وگهگاهی‌ به‌ شدت‌ بی‌ شور و حال‌، کمرو، خجالتی‌، آسان‌ گیر، سست‌ و بی‌ حال‌می‌شوند ولی‌ خوشبختانه‌ این‌ ویژگی‌ها مقطعی‌ و تغییرپذیر هستند. آنها حتی‌ زمانی‌که‌ اوضاع‌ بر وفق‌ مرادشان‌ نباشد، به‌ ندرت‌ عصبانی‌ می‌شوند، ولی‌ طغیان‌های‌ خشم‌ وعصبانیت‌ متولدین‌ مهر ماه‌ تمام‌ اطرافیانشان‌ را شوکه‌ می‌کند. عشق‌ و علاقه‌ وافر آنهابه‌ تفریح‌ و خوشگذرانی‌ ممکن‌ است‌ آنها را به‌ سمت‌ افراط کاری‌، گزاف‌ گویی‌ وولخرجی‌ سوق‌ دهد، هم‌ زنان‌ و هم‌ مردان‌ متولد این‌ ماه‌ ممکن‌ است‌ به‌ افرادی‌ شایعه‌پراکن‌ و خاله‌ زنک‌ تبدیل‌ شوند€ یکی‌ از خصوصیات‌ منحصر به‌ فرد متولدین‌ مهر ماه‌کنجکاوی‌ و علاقه‌ سیری‌ناپذیرشان‌ به‌ هر مسأله‌ جدید است‌ که‌ همین‌ خصوصیت‌آنها را وسوسه‌ می‌کند تا در مورد هر شایعه‌ اجتماعی‌ به‌ تحقیق‌ و پرس‌ و جو بپردازند.در زمینه‌ کار، گاهی‌ اوقات‌ به‌ آنها لقب‌ «مهر ماهی‌های‌ تنبل‌» می‌دهند. اگرچه‌ آنهامی‌توانند به‌ طرز شگفت‌ آوری‌ فعال‌، پویا و پر جنب‌ و جوش‌ باشند، ولی‌ حقیقتا ازکارهای‌ پست‌، کثیف‌، زمخت‌ و خشن‌ بیزارند. گرچه‌ عده‌ای‌ از متولدین‌ مهر ماه‌ به‌ کم‌نیز قانع‌ هستند، ولی‌ عده‌ دیگر شدیدا جاه‌ طلب‌ و بلند پرواز هستند.

از آنجایی‌ که‌ آنها از افراط و تفریط بیزار هستند، می‌توانند دیپلمات‌های‌ خوبی‌ از آب‌درآیند ولی‌ شاید در امر سیاست‌ ضعیف‌ عمل‌ نمایند، چون‌ در پافشاری‌ بر نقطه‌نظرات‌ خودشان‌ مصر نیستند و حاضرند به‌ راحتی‌ نقطه‌ نظرات‌ و عقاید دیگران‌ رانیز بررسی‌ کنند.

آنها می‌توانند مدیر، مجری‌، سازمان‌ دهنده‌، حقوق‌ دان‌، وکیل‌ دعاوی‌ (از آنجایی‌ که‌آنها به‌ شدت‌ درستکار و عادل‌ هستند، اشخاص‌ بدبین‌ و منفی‌ احتمالا در کارهای‌قانونی‌ برایشان‌ پاپوش‌ درست‌ می‌کنند)، فروشنده‌ وسایل‌ عتیقه‌، کارمند دولت‌ وبانکدارهایی‌ موفق‌ از آب‌ درآیند، چون‌ در حفظ و کنترل‌ پول‌ دیگران‌ قابل‌ اعتماد ووفادار به‌ شمار می‌آیند)، بعضی‌ از آنها در زمینه‌ طراحی‌ لباس‌ یا لوازم‌ آرایشی‌ جدیداز استعداد خوبی‌ برخوردارند و خوش‌ ذوق‌ و استثنایی‌ محسوب‌ می‌شوند. همچنین‌به‌ عنوان‌ هنرمند، آهنگساز، منتقد، نویسنده‌، طراح‌ و دکوراتور داخلی‌، کارمندخدمات‌ بهزیستی‌ و ارزیاب‌ افرادی‌ موفق‌ محسوب‌ می‌شوند و در هر گونه‌ پذیرایی‌ وسرویس‌ دهی‌ عمومی‌ توانایی‌ خاصی‌ دارند. عده‌ای‌ از آنها به‌ واسطه‌ انضباط فردی‌،خویشتن‌ داری‌ و خودداری‌شان‌ از روی‌ نوع‌ دوستی‌ و نیکوکاری‌ خدمات‌ ارزنده‌ای‌ رابرای‌ نوع‌ بشر انجام‌ می‌دهند و نتایجی‌ عالی‌ را به‌ ارمغان‌ می‌آورند. آنها به‌ شدت‌خوش‌ بین‌ هستند و توانایی‌ آن‌ را دارند که‌ بعد از هر مرتبه‌ ورشکست‌ شدن‌ و به‌ زمین‌خوردن‌ به‌ خود بیایند و آن‌ را جبران‌ کنند، درنتیجه‌ می‌توانند کارشناسان‌ امور مالی‌ یاسرمایه‌ گذارانی‌ موفق‌ باشند.


بیماری‌ها و مشکلات‌ احتمالی‌ متولدین‌ مهرماه‌:
صورت‌ فلکی‌ میزان‌ بر ناحیه‌ کمر، پشت‌ و کلیه‌ها حکمرانی‌ می‌کند. از این‌ رومتولدین‌ مهر ماه‌ مستعد ابتلا به‌ کمردرد، ناراحتی‌ مربوط به‌ کلیه‌ و مثانه‌، به‌ خصوص‌سنگ‌ کلیه‌ و مثانه‌ هستند. در نتیجه‌ باید جدا از افراط و زیاده‌روی‌ در غذا خوردن‌ ونوشیدن‌ اجتناب‌ ورزند، چون‌ ممکن‌ است‌ کلیه‌هایشان‌ آسیب‌ جدی‌ ببیند.

علاقمندیها: مسایل‌ و موضوعات‌ ظریف‌، عالی‌ و دقیق‌ در زندگی‌، تشریک‌ مساعی‌،صمیمیت‌، مهربانی‌ و صفا، ملاطفت‌ و ملایمت‌.



بیزاریها: خشونت‌، بی‌عدالتی‌، ظلم‌ و ستم‌، بی‌انصافی‌، حق‌ کشی‌، رفتار و اعمال‌فاقد شعور و بی‌ملاحظه‌، در قید و بند امور رایج‌ و مرسوم‌ قرار گرفتن‌.



مشکلات‌ احتمالی‌ که‌ ممکن‌ است‌ سر راهشان‌ به‌ وجود بیایند و شیوه‌صحیح‌ برخورد با آنها:
هر کسی‌ ویژگی‌ها و خصوصیات‌ منحصر به‌ فردی‌ دارد و زمانی‌ که‌ این‌ خصلت‌هاسرکوب‌ یا فرو خورده‌ شوند، یا برآورده‌ نشوند، باعث‌ بروز مشکلاتی‌ می‌شوند.توصیه‌ ما این‌ است‌ که‌ پیشنهادات‌ و توصیه‌های‌ زیر را به‌ کار ببندید و از مواجهه‌ بانتایج‌ عالی‌ آن‌ شگفت‌ زده‌ شوید.
مشکل‌: به‌ کرات‌ خودتان‌ را درگیر موقعیت‌ها و شرایطی‌ می‌یابید که‌ نه‌ فقط برای‌شما که‌ برای‌ دیگران‌ نیز کم‌ ارزش‌ و سطحی‌ هستند.


راه‌ حل‌: بهتر است‌ سعی‌ در وانمود کردن‌ احساساتی‌ که‌ ندارید، نکنید و راهی‌ رابیابید که‌ بتوانید به‌ آرامی‌ و با وقار خودتان‌ را از یک‌ رابطه‌ سطحی‌ و بی‌مایه‌ خارج‌کنید و قبل‌ از هر اقدامی‌ به‌ دقت‌ جوانب‌ امر را بسنجید.


مشکل‌: گاهی‌ اوقات‌ حتی‌ از خودتان‌ هم‌ بدتان‌ می‌آید و یا از این‌ که‌ نمی‌توانیددیگران‌ را خوشحال‌ کنید، مدام‌ خودخوری‌ کرده‌ و به‌ سرزنش‌ می‌پردازید.


راه‌ حل‌:
اگر قادر به‌ یادگیری‌ این‌ توانایی‌ شوید که‌ بدون‌ آن‌ که‌ دیگران‌ را ناراحت‌کنید، از وجود خودتان‌ خشنود شوید، آن‌ وقت‌ می‌توانید دیگران‌ را نیز خوشحال‌سازید.


مشکل‌:
گاهی‌ اوقات‌ در بعضی‌ از شرایط و موقعیت‌های‌ آرامش‌ بخش‌ احساس‌معذب‌ بودن‌ می‌کنید و دیگران‌ را نیز کمی‌ عصبانی‌ و آزرده‌ خاطر می‌سازید.


راه‌ حل‌: بهتر است‌ سعی‌ نمایید که‌ اطمینان‌ خاطر و امنیت‌ درونی‌ خودتان‌ را ازطریق‌ قدرت‌ و هوشیاری‌ معنوی‌ کسب‌ کنید.


مشکل‌: احساس‌ می‌کنید که‌ زندگی‌ پوچ‌ و بیهوده‌ است‌ و به‌ وضوح‌ احساس‌ خلاءمی‌نمایید و تصور می‌کنید که‌ اعمالتان‌ در نظر دیگران‌ مأیوس‌ کننده‌ و یأس‌ آورند.


راه‌ حل‌: احساسات‌ خود بزرگ‌ بینی‌ و مثبت‌ اندیشی‌ را در خودتان‌ توسعه‌ دهید واجازه‌ ندهید حالات‌ نخبه‌ گرایانه‌ و طبقاتی‌ بر شما مستولی‌ شوند.

سیاره‌ حاکم‌ بر شما ناهید (زهره‌) است‌.
فاصله‌ متوسط ناهید از خورشید0/723
دور گردش‌ نجومی‌ از کانون‌ (برحسب‌ سال‌)0/62
شعاع‌ استوایی‌ (بر حسب‌ کیلومتر)6/052
شعاع‌ قطبی‌ (بر حسب‌ کیلومتر)6/052
دور گردش‌ و دوران‌ جرم‌ (برحسب‌ کیلومتر)5823
انحناء خط استوا نسبت‌ به‌ کانون‌ (برحسب‌ درجه‌)2/12
تعداد ماهواره‌های‌ مشاهده‌ شده‌



حقایق‌ جالب‌ و شگفت‌انگیز دیگری‌ راجع‌ به‌ ماه‌ تولد شما (مهر):
سمبولی‌ که‌ در ارتباط با ماه‌ تولد شماست‌ «میزان‌» است‌ که‌ نشان‌ دهنده‌ تعادلیست‌ که‌شما همواره‌ در جستجوی‌ آن‌ در زندگی‌ و خویشتن‌ خود هستید. آن‌ سمبل‌ مظهرانعطاف‌، مروت‌، عدل‌، بی‌طرفی‌ و نظامی‌ مدبرانه‌ و سنجیده‌ است‌.


رنگ‌ محبوب‌ و خوش‌ یمن‌ متولدین‌ مهر ماه‌ «آبی‌» است‌.



سنگ‌ خوش‌ یمن‌ برای‌ متولدین‌ مهر ماه‌ «یاقوت‌ کبود» گرانبها است‌. یاقوت‌ کبودیکی‌ از زیباترین‌ سنگ‌ها محسوب‌ می‌شود که‌ در خانواده‌ کوارتزها یافت‌ شده‌ است‌.این‌ سنگ‌ از بسیاری‌ جهات‌ خوش‌ یمن‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌ و یکی‌ از بزرگترین‌سنگ‌های‌ شفابخش‌ محسوب‌ می‌شود.


نام‌ فرد مشهوری‌ که‌ در ماه‌ مهر متولد شده‌ است‌:
مهاتما گاندی‌

+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/6 و ساعت 9 PM |

یک سخنران معروف در مجلسی ، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

 

دست همه حاضرین بالا رفت!

 

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.

 

و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟!

 

و باز دستهای حاضرین بالا رفت...

 

این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید!

 

بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟!

 

و باز دست همه بالا رفت!!!

 

سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید...

 

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم...

 

(مارشال مدرن)

+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/5 و ساعت 11 AM |

در بازگشت
 از كليسا، جك از دوستش ماكس مي
پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام
دعا كردن سيگار
كشيد؟»


ماكس جواب
مي دهد: «چرا از كشيش نمي
پرسي؟»

جك نزد
كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش،
مي توانم وقتي در حال دعا كردن
هستم، سيگار بكشم.»

كشيش پاسخ
مي دهد: «نه، پسرم، نمي شود. اين بي
ادبي به مذهب است.»

جك نتيجه
را براي دوستش ماكس بازگو مي كند.


ماكس مي
گويد: «تعجبي نداره. تو سئوال را
درست مطرح نكردي. بگذار من
بپرسم.»

ماكس نزد
كشيش مي رود و مي پرسد:
«آيا وقتي
در حال سيگار كشيدنم مي توانم دعا
كنم ؟»


كشيش
مشتاقانه پاسخ مي دهد: «مطمئناً،
پسرم. مطمئناً.»


+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/10/3 و ساعت 11 PM |
دو صفحه نوشته ساده به  کتاب 'خلقيات
 
ما ايرانيان' به قلم روانشاد محمد علی
 
جمال زاده  اضافه کنيد!!!


مهمونی می دیم اونهایی که دوست داریم و نداریم رو دعوت می کنیم. یواشکی به لباسای اونهایی که دوست نداریم می خندیم. بعد که رفتند با دوستهای خودمونیمون می شینیم به حرفهاشون می خندیم! توی مهمونی واسه همدیگه جوک ترکی می گیم! جوک لری می گیم! اصفهانی ها رو مسخره می کنیم.. می گیم کاشونی ها ترسواند! رشتی ها بی غیرتند! کردها خرمتعصب هستند! آبادانی ها لاف می زنند!
پایین شهریها رو آدم حساب نمی کنیم! مرز بین پایین شهر و بالای شهر رو هم خودمون تعیین می کنیم! اونها که از قلهک پایینتر رو قبول ندارند شیک ترند! شهرستانی ها هم بهتره برند جلو بوق بزنند! وقتی یکی از فامیلهامون شهرستان زندگی می کنه و ما یهویی از دهنمون می پره فوری توضیح می دیم که طرف بخاطر شغلش که مدیر فلان کارخونه است اونجا زندگی می کنه!
بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه!
موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم!
شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها!
فحش خواهر و مادر می دیم! به همدیگه! به دين و مذهب!  و  عربها و غيره! اما تا يه مشكلي پيش مياد ميگيم يا فلان امام!!  و در لوس آنجلس هم بيشتر سفره حضرت عباس باز ميکنيم تا توی تهران.
ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! سه تا که ميشيم پنج نظر متفاوت داريم و هممون خيال ميکنيم حق داريم.
ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش و اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم!
ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه!
ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم!
ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم!
ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده، موتورسوار  های آدمخور  .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه !
ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه!
ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ  صد درصد غلط !
ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد.
ما توی خیابون زل می زنیم به سینه زن ها! کوچیک یا بزرگ مهم نیست! مهم اینه که وقتی خانومه نزدیک شد حتماً یه متلک آبدار نثارش کنیم ......... ما از اینکارا خیلی می کنیم!

به آذری ها متلک ميگيم، اونارو مسخره ميکنيم  و براشون جوک ميسازيم ولی بهترين و مفيدترين دوستامون آذری هستن!


اما سه چیز برای ما خیلی مهمه:
یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه!
دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم!
سه: دولت کشورمون بايد مثل دولت سوئد و نروژ باشه. دموکرات / عشقی / مهربان. با يک شرط:
ما همون 'آدم' هايی که در بالا گفتيم بمونيم!!!
+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/9/30 و ساعت 12 PM |

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد.
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا
خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.
"براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار ش
دم از اين پاره آجر استفاده كنم ".


مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.
 در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !
 خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.
 اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.

 اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!
 

 

ارسالی از: سارا محمودی

+ نوشته شده توسط Naughty Angel در 2009/8/17 و ساعت 10 PM |
Powered By
BLOGFA.COM